نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای غریبی که لب تشنه بریدن سرت لاله سان سوخت ز داغ علی اصغر جگرت تشنه لب هیچ مسمان نکشد کافر را تو چه کردی که لب تشنه بریدن سرت را بی کسی و تشنه لب و خسته و مجروح و غریب نه انیسی به کنار و نه طبیبی به سرت عطشان حسین غریب حسین حیدر حیدر حیدر کس به پهلوی تو ننشست به جز نیزه و تیر کس نیامد به جز خنجر و پیکان به برت نالهی خشک و تر عالم سوزد گر لب خشک تو را بنگرد و چشم ترت گاه در شام به تشت زر و گاه در دی گه به خاکسترو گه به سنان است سرت غریب حسین شهید حسین حیدر حیدر حیدر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد