
اونکه بین غریبه، حد با آشنا نذاشت تُو میدون، آبرویی واسه، دشمنا نذاشت جونش رو، مثل تیغش تُو دستش علی گرفت هیچوقتی، دست پیغمبر رو، تُو حنا نذاشت دست قنبر رو گرفت، دستان محشر رو گرفت تُو نبرد دست خدا، دست پیمبر رو گرفت دست به دستِ دست همه، اجداد نوکر رو گرفت بیا مجنون سجده کن، از جون سجده کن دلت ابری شه مثله، بارون سجده کن اگه یک لحظه دلت، از دنیا گرفت برو تُو صحنش بشین و به ایوون سجده کن