
گفته بودیم که بانگ جرسی میآید گفته بودیم که فریادرسی میآید و ببینید که از بیتالله از تبار اسدلله کسی میآید اهلاً و سهلاً یا مولانا... بشتابید که راهی شده صدها لشکر روی لبهای همه نعرهی حیدر حیدر تا سیَهروی شود خصم زمون میرسد نغمهی شیپورِ نبَردِ آخر جَاءَ الْحَق، زَهَقَ الْبَاطِلُ... تیرگی از دودَمِ صبح سعادت دَم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد کوریِ چشم سعود و یهود یار ما آمد و بر بام حرم پرچم زد اهلاً و سهلاً یا مولانا... از همه جای جهان پیر و جوان میآییم گفته بودیم که با صاحبمان میآییم منتقم میرسد و در پِیِتان وسط صحن حسن سینهزنان میآییم جَاءَ الْحَق، زَهَقَ الْبَاطِلُ... دیگر امروز یلِ فاطمه پرچم دارد موعد جنگ رسیدهست و دَم پیکار است هَله ای کاخنشین ذوالفقار است که روی سرتان آوار است اهلاً و سهلاً یا مولانا... هر که دارد سرِ همراهیِ ما، بسمالله هر که دارد به سرش شور و نوا، بسمالله کاروان رو به عراق هر که دارد هوس کربوبلا، بسمالله اهلاً و سهلاً یا مولانا... جَاءَ الْحَق، زَهَقَ الْبَاطِلُ...