بیا مشکل عشق مرا تو آسان کن دچار درد فراقم، بیا و درمان کن نفس کشیدنِ بیکربلا خودش مرگ است هوای نالهی من را هوای باران کن نگو محل به من بینوا نخواهی داد بیا و چارهای آقا به زخم هجران کن به قدر کافی از این زندگی پریشانم مرا به یک سفر کربلا تو مهمان کن سفارشی کریمام تو را به جانِ حسن نفس نفس زدنم را پُر از حسین جان کن حسین جان...