لالا لالا بخواب همون بالا لالا راحت شدی حالا میبینی با دستای بسته مادر تو روضه گرفته جای تو رو دستای من بود جای منو نیزه گرفته بالا بلندِ رُباب برگرد بخنده رُباب افتاد سرِ چشماشو باید ببنده رُباب لالا لالا میگم و میبارم لالا لالا میون بازارم حرمله و زخم زبوناش داغ روی دل ربابه قاتل تو چهل تا منزل رو به روی چشم ربابه خیلی من از نیزه دار منّت کشیدم علی کشتن نگفتن برات زحمت کشیدم علی لالایی نکن گریه انقدر گلم جونم اومد رو لبهام داری از عطش بال و پَر میزنی روی دستام لالایی تلظی نکن دق نده مادرت رو علی جان با گریه میگیرم تو آغوش سرت رو علی جان الهی که بارون بباره واویلا عمو جون برات آب بیاره واویلا تا حالا از این خونواده زنی رو نبردن اسارت الهی میمردم نمیدیدم سر تو که رو نیزهها رفت یا مظلوم همش چادرم زیر پا رفت یا مظلوم خبر داری مرا بازار بردند میان مجلس اغیار بردند عالمو بیقرار کنم خیمههاتو چیکار کنم خودم پناه عالَمم کدوم طرف فرار کنم خستهی نیزهها حسین کشتهی کربلا حسین