لالالالا دلم برا تو کبابه

لالالالا دلم برا تو کبابه

[ محمدرضا میرزاخانی ]
لالا لالا، لالا لالا، دلم برا تو کبابه
بخواب گلم روی دستم، تو خیمه‌مون قحط آبه

لالا لالا، لالا لالا، مادرتم شیر نداره
دعا کن از تَهِ قلبت، شاید که بارون بباره

آتیش می‌زنی با گریه، آخه گرفته صدات
تشنه‌ای و زبون می‌چرخونی هی به دور لبات

رفته جونت علی، که کم شده دست و پا زدنت
بالا رفته تبت، شبیه تنور می‌سوزه تنت 

لالا لالا، لالا لالا، بخواب عزیزم ...
* * * *
قول می‌دم اگه ورق برگرده و علی نمیره
جوری لالایی بخونم، حرمله گریه‌اش بگیره 
* * * *
آب از کافر اگر خواسته بودم، می‌داد 
گره‌ام وا نشد آخر به تمنّا، چه کنم؟ 

گیرم از چشم حرم حلق تو را پوشاندم 
تیر بیرون زده از زیر عبا را چه کنم؟

‌(یا علی‌اصغر که نامت دل‌رباست
دست‌‌‌های کوچکت مشکل‌گشاست) 
* * * *
از بدن تجربه‌ی تیر کشیدن دارم
ولی این تیر سه‌شعبه است 

حجم تیری که اباالفضل به آن روز انداخت 
باورم نیست که در حنجره‌ات جا شده است
* * * *
تن تو دارم به خاک می‌سپارمو
خونتم دارم به سمت آسمون می‌دم
من باید گهواره‌تو تکون بدم 
ولی دارم شونه‌تو تکون می‌دم

نظرات