نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شعله میرفت به بالا، سر حیدر پایین بیشتر غصهی او بود که میزد شررم دست خود را به درِ سوخته حائل کردم جان شش ماههی خود حفظ نمایم که نشد خواستم زودتر از این بروم نزد پدر زینب آنقدر دعا کرد بمانم که نشد حق این پهلوی بشکسته حلالم کن علی خواستم دست تو را باز نمایم که نشد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد