نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حسین، وای *** حسین منو میشناسی منم غلام سیات اومدم دوباره بین نوکرات میدونم که رو سیاهم و بدم ولی باز به عشق روضت اومدم پیرهنِ سیاه تنم شالِ غم به گردنم فاطمه دعاگومه وقتی سینه میزنم حسین، وای *** حسین شده عاشقت به غصه مبتلا مسِ قلب ما رو کن آقا طلا کاش میشد یه روز بیام به کربلا ای عزیز فاطمه دلربای ما همه کعبۀ ولاء حسین میکشی مرا حسین حسین، وای *** حسین دوست دارم که کودک دلم گم شه تو شلوغی حرم تو منو پناه بدی تویِ خیمه راه بدی اذنِ خیمهگاه بدی حسین وای *** حسین شکر از اینکه باز دلم گرفت باز دعای مادرم گرفت شامل کرم شدم اهل اشک و غم شدم زائر حرم شدم آرزو دارم با دلی پرآه بمیرم تو خسوف ماه بمیرم توی خیمهگاه بمیرم نوکری کردم تا برای شاه بمیرم دم قتلگاه بمیرم با پیرهن سیاه بمیرم حسین، وای *** حسین مادرم سپرد به مادرت تا بشم غلام و نوکرت دل شده به نامِ تو مَسندم غلامِ تو این منو مرامِ تو حسین، وای ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد