حسین جان

حسین جان

[ محمدحسین پویانفر ]
حسین جان به یاد لبت یک شبم خواب راحت نداشتم
کنار تن بی‌سرت کاسه‌ی آب گذاشتم واویلا

حسین جان تو بودی و گودال و ریگ و تنت زیر نیزه
خداحافظی کردی با زینبت زیر نیزه واویلا

صدا می‌زدم مادرت رو ای بی‌کس
به دامن بگیره سرت رو ای بی سر

به صحرا سپردم که با خاک بپوشونه داداش تنت رو
بمیرم که بردن جلو چشم من پیرهنت رو

تا حالا از این خونواده زنی رو نبردن اسارت
الهی می‌مردم نمی‌دیدم اینقدر جسارت

به آتیش کشیدن حرم رو یا مظلوم
نبودی شکستن سرم رو یا مظلوم
ندیدی شلوغی دور و برم رو

حسین حسین حسین

نظرات