
حال و هوامه حال کربلا برامه هر سال سال کربلا سجدهی عاشق روی تربته تربت اعلاء مال کربلا اینهمه مجنون دلخون تو روضهها داری تو این همه صادق عاشق به کربلا داری تو جای تو آقا مولا یمین عرش اعلاست چه احترامی نامی پیش خدا داری تو دست من و کرم تو عشقمه حرم تو سایهی روی سر من پرچم و علم تو (ای جان ابی عبدالله) زدم به جاده بهر کربلا یه قطره شم از بحر کربلا میگم رفیقم قبل رفتنم وعدهی دیدار شهر کربلا تویی مرادم یادم دادن که نوکر باشم یه نوکر خوب محبوب برای دلبر باشم اگه جوونم جونم به پا جوونت باشه جلد مدام بام علی اکبر باشم عشق تو باب دلمه توی آب و گلمه پر میزنم تا حرمت با همین یه کلمه (ای جان ابی عبدالله) شاه شهیدان شاه کربلا تو مهر و عباس ماه کربلا راه ورود جنت خدا فقط یه راهه راه کربلا خیلی میخوامت نامت میاد به لب میلرزه شعاع نورت طورت بدون حد و مرزه فقط با فکر و ذکر و روضه تو آرومم که در حقیقت هیئت به عالمی میارزه سینه زدن هنرمه ارثی از پدرمه منصب نوکری تو تاج روی سرمه (ای جان ابی عبدالله)