
جَوونیای مصطفی، جَوونیای حیدره میدون توی مشتشه، تکنیک جنگو از بَره خدای جنگ تن به تن فقط علیِ اکبره مثل دشتی که به پای کوه میافته تا تُو کربلا میفته به پاش حملهی باد و سقوط میوههای درخت سرِ دشمنو میریزه براش جانم علیاکبر، چه فرازی چه فرودی داره شمشیر توی دستش همیشه سِیر صعودی داره جانم علیاکبر، علیاکبر چه وجودی داره ***** ثانیهها عقب میرن، پُر از تکبیر میشه قاب هنرنماییِ شیر ابن شیر میشه عدو دیگه مقابلش از جونش سیر میشه شمشیرا یه طرف، صاحباشونم یه طرف مثل کوهی جمع شده رو زمین سیّدالشّهدا میزنه صدا که خدا هنرای اکبرم رو ببین جانم علیاکبر، چه نفوذی چه طلوعی داره واسه حملهی دشمن چه دفاعی چه شروعی داره جانم علیاکبر، این جَوون چه بَر و رویی داره