جانم قاسم پسر ارشد سلطانم قاسم

جانم قاسم پسر ارشد سلطانم قاسم

[ مهدی اکبری ]
جانم قاسم
پسرِ ارشد سلطانم قاسم

ریحانم قاسم
شاخه شمشاد حسن جانم قاسم

جنگ جمل و یادش اومد هر کسی دیدت
انگار که حسن دوباره اومده تو میدون

عزرائیل پای ضربه زدن‌هات کم میاره
تو یه لحظه تکه پاره شد ازرق ملعون

(تو عشق نجمه خاتون و جان حسن
تو داماد اربابی و ریحان حسن

به زودی حک میشه نام زیبای شما
روی کاشی‌ها و صحن و ایوان حسن)۲

حسن...

(والا قاسم)۲
ما همه قطره و تو دریا قاسم

دوسرا قاسم
تو مسیحا دمی و آقا قاسم

تو میدون قیامت می‌کنی با علی اکبر
یک روحین ولی توی دو تا قامت پیکر

یکی خود پیغمبر و یکی حسن اما
در اصل که حساب کنی میشن، سراپا حیدر

(علی اکبر قاسمه و قاسم اکبره
مث دوتا لبه‌ی ذوالفقار حیدره

اگه قاسم بی زره دو تا کرد ازرق و
علی اکبر معرکه چیکار کرد با زره)۲

نظرات