
تو شلوغیهای روضه، چشمم افتاد به یه گوشه اون سماوری که هر شب، تو حسینیه میجوشه پیرمردی با عصا همیشه پای این بساطه چایی ریز روضهمونه که بساطش تو حیاطه عمرش همینجا گذشت، پای همین پرچما امسال قراره با ما بیاد اربعین کربلا نوکر یعنی حتی راه رفتن سختت شد حتی تو بستر افتادی، نوکر بمونی نوکر باشی هر جا اسم آقات باشه خودتو هر جوری باشه زود میرسونی داریم با حسین حسین پیر میشویم خوشحال از این جوانیِ از دست دادهایم