بیا و ز خیمه برو تو ای مه‌پاره

بیا و ز خیمه برو تو ای مه‌پاره

[ مهدی اکبری ]
یا و ز خیمه بُرون، تو اِی مَه‌پاره
بزن بَر دلِ آسمون، تو اِی مَه‌پاره
بیا و بده رُخ نشون، تو اِی مَه‌پاره

به قامت، قیامت، چقدر محشری
رَجزهای نابت شده حیدری

نبینم زمین خوردنت رو
که جونِ تو بَنده به جونم

اگه خوردی نِیزه صدام کن
خودم رو به تو می‌رسونم

یاقاسم، یاقاسم... 

بِنازم به تو شیرِ من، وَ ماشاءللّٰه
به جامه، زِره با کَفَن وَ ماشاءللّٰه
و رزمت به سبکِ حسن، وَ ماشاءللّٰه

به مِیدان چو طوفان تو پَر می‌زنی
ز جسمِ عَدو هم تو سَر می‌زنی

نبینم که افتادی از پا
پُر از نِیزه و رَدِّ پایی

میونِ شلوغی تو مِیدون
صدام کن ببینم کجایی

یاقاسم، یاقاسم... 

ز لب‌های تو اِی عمو، عسل می‌ریزد
اَنَابنُ‌الحسن را بگو، عسل می‌ریزد
به خونت زِ زخمِ گلو، عسل می‌ریزد

به نامت، تو اِی‌مَه، فتادی زمین
به سُمِّ ستوران، گرفتی نِگین

بمیرم که پاشیدی از هم
تا خِیمه تو رو می‌کِشونم

چه قَدی کشیدی عزیزم
شده تازه داغِ جَوونم

یاقاسم، یاقاسم...

ز خدا آمده‌ام تا به خدا برگردم
پس چرا از سفرِ کربُبلا برگردم؟ 

من به پابوسیِ آن سَرورِ بی‌سر برسم
وای اگر از حَرمش بی سر و پا برگردم

جانم اِی شَهِ بی‌سر
اِی شفاعتِ محشر، دستِ تو اَبی‌عَبدللّٰه

اِی سعادتِ دنیا
شُکرِ حق که شدم پابَستِ تو اَبی‌عَبدللّٰه

من که دل، به تو بستم
بی‌قرارم و مَستم، مستِ تو اَبی‌عَبدللّٰه

اَبی‌عَبدللّٰه، اَبی‌عَبدللّٰه... 

نَفَسِ بادِ صبا مُشک‌فشان خواهد شد
چشمِ نرگس به شقایق نگران خواهد شد

بِنازم من به سلطانی که شَهِ اَحرار است
و نامش مایه‌ی آرامشِ جان خواهد شد

قبله‌ی همه دل‌ها
صاحبِ همه دنیا، یاحسین، اَبی‌عَبدللّٰه

زنده‌ام به نگاهِ
لطف و رحمتِ شاهِ نَیِّره، اَبی‌عَبدللّٰه

شور و شِین به سِرِشتم
بُرده‌ای تو بهشتم زیرِ دِین، اَبی‌عَبدللّٰه

اَبی‌عَبدللّٰه، اَبی‌عَبدللّٰه...

نظرات