ای هرچه خدا داشته پاشیده به پایت ای هرچه علی داشته بخشیده برایت شش گوشهی دل را چه کسی تراشیده برایت یک قبله فقط هست همان کربوبلایت رفتیم و نوشتیم که جان در حرم توست آرامترین جای جهان در حرم توست ما را جگری بود دگر نیست دگر نیست تاوان غم عشق به اما و اگر نیست آنرا که خبر از حرمت نیست خبر نیست انگشت نما بودن ما جرم مگر نیست با اشک تو آمیخت خدا آب و گل ما ای حضرت نزدیکتر از ما به دل ما عیسی چه دمی داشت اگر داشت تو دادی موسی قدمی داشت اگر داشت دادی سینا حرمی داشت اگر داشت تو دادی یحیی که غمی داشت اگر داشت تو دادی یحیای علی ای لب خشکیده دمت گرم ای جان فقیران دو عالم حرمت گرم بگذار که شب در خم گیسوی تو باشد چشمان خدا رو به فراروی تو باشد هر صبح علی خیره به ابروی تو باشد هر شب سر زهرا سر زانوی تو باشد بگذار که زهرا بکشد شانه به مویت بگذار حسن بوسه زند زیر گلویت پشت در شش گوشهی تو جمع گدا جمع شد بیت کرَم گِرد تو در وقت دعا جمع ای خاطر زهرا به نفسهای شما جمع خوبان دو عالم همه در کربوبلا جمع تو که نفس فاطمهای از چه شدی پخش آقا تو حسین همهای از چه شدی پخش از یاد وهب برد کنارت وطنش را حق داشت که عابس بدرد پیرهنش را حُر غرقهی خون است ببینی کفنش را جون است بغل کردهای آقا بدنش را ای شاه مزن سنگ بر آیینهی زینب آهسته برو ای نفس سینهی زینب ای وای که زهرا اناالعطشان تو کشتش تو نامده بودی اناالعریان تو کشتش کوچه نه حدیث لب و دندان تو کشتش پهلو نه غم حنجر سوزان تو کشتش دنبال تو زینب چقدر تاب بیارد رفتهست برای تو کمی آب بیارد