
امشب به صحرا بیکفن، جسم شهیدان است شامِ غریبان است (شامِ غریبان است زینب پریشان است) ۲ امشب نوای کودکان، بر بامِ کیوان است شامِ غریبان است (شامِ غریبان است زینب پریشان است) امشب به دشت کربلا نالان یتیمانند شامِ غریبان است (شامِ غریبان است زینب پریشان است) امشب به روی کشتهها در ناله مرغانند چون نِی در افغانند بی خاک و بی غسل و کفن رعنا جوانانند خوابیده عریانند (شامِ غریبان است زینب پریشان است) بر غربت اجسادشان عالم پریشان است شامِ غریبان است امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است شامِ غریبان است (شامِ غریبان است زینب پریشان است) امشب عیال مصطفی در گوشهی صحرا بی منزل و مأوا اموالشان تاراج کین از فرقهی اعداء ای آه و واویلا خون میرود امشب ز چشم دختر زهرا ای آه و واویلا آل علی ویران نشین اندر بیابان است شام غریبان است (شامِ غریبان است زینب پریشان است) امشب یتیمان جهان در گوشهی هامون غلطان به بحر خون اندر هوای خاتم او بُزدل ملعون دیوانه و مجنون سازد جدا انگشت او آن بی حیای دون ای چرخه شو ویرون این خاتم محبوب حق در خورد دیران است شام غریبان است (شامِ غریبان است زینب پریشان است) امشب به بالین حسین زینب عزادار است بر غم گرفتار است امشب رقیه بر سرِ نعش پدر زار است از دیده گریان است زهرا به دور کشتهها با خِیلِ حوران است از دیده خونبار است امشب فلک گریان به حال آلِ اطهار است شام غریبان است (شامِ غریبان است زینب پریشان است) **** (شامِ غریبان حسین امشب است امشب است گریه کنان ناله کنان زینب است زینب است)