
تَه سیاچال اسیرم خدا احاطهم کردن غم و غصّه ها دلم خیلی تنگه واسه رضا - بیا بابا توو این غربت مونسی نیست/همدمی نیست/همدمی جز این زنجیر صُب(ح)شکنجه/شب شکنجه/چه کنم با این تقدیر؟ مثل زهرا/دیگه من هم/شدم از زندگی سیر مِن سجنِ هارون خَلِّصنی یارب یارب ۳ نذاشته شلاق رَمَقی برام با تَه موندهی جوهر صدام روضه خون قِصّهی کربلام - غریب آقام من با دردِ ساقِ پایی/که شکسته/هر جوری هست میسازم هر دفعه تیر/میکشه پام/یادِ گودال میندازم یاد چکمه/یاد سینه/به یادِ نعل تازم مِن سجنِ هارون خَلِّصنی یارب یارب ۳ منبع:موسسه ادبیات آیینی بیپلاک