من که به عالمی پناهم
امیر عباسیپسندیدن0
بازدید300+
من که به عالمی پناهم،میره تا آسمونها آهم زندان میشه به رسمه غربت،آخر گودی قتلگاهم آتیش دل،سوز مرثیههامه ظلم و جفا،همدم لحظههامه جون میدم و،کاظمین کربلامه ای خدا،ببین غریبم،دیگه نجاتم،بده ازین غم واویلا واویلا واویلا خصم ِ یهودی ِ بیوجدان،میزد من و چه بیبهانه روزه بودم ولی افطارم،بوده طعام ِ تازیانه برای دین،چه سختیها کشیدم زهر ستم به جان خود خریدم طعنهها از دشمن خود شنیدم شد آهم،با دیدهی تر،برات بمیرم،شهیده مادر واویلا واویلا واویلا زندان بود و هجوم غربت،اما نشد تن تو بی سر دلها بسوزه بر مظلومی،که شد سرش جدا از پیکر تو کربلا،چه محشری به پا شد تو قتلگاه،سری زِ تن جدا شد وَ مثل ماه،هلال ِ نیزهها شد غمها بود،چه بی کرانه،که تسلیت شد،با تازیانه واویلا واویلا واویلا.. سایت آوینی