
بابا حسین جان بنگر که چشمم گشته از داغِ تو گریان کُنجِ خرابه هستم به یادِ غربتت، زار و پریشان بابا حسین جان (بابا حسین جان) 4 *** بابای خوبم اندوه جانم از غمِ تو بیکران است بابای خوبم روی لبِ تو جای چوبِ خیزران است آه و واویلا (بابا حسین جان) 4 *** ای سر بریده اشکم بُوَد از داغِ تو هر دم روانه ببین ای بابا جسمم شده نیلی زِ ضربِ تازیانه آه و واویلا (بابا حسین جان) 4 *** منبع: www.aviny.com