ای بهترین رؤیا
علی جباریپسندیدن2
بازدید1.1K
ای بهترین رؤیا باتو دلم دریا از تو لبم گویا بابا من رقیه من دخت شاهم کاخ ظلمت ویران ز آهم من سه ساله اما سپاهم بابا حسین جان بابا حسین آتش به سر دارم خون بر جگر دارم من دردسر دارم بابا جای من هی عمه کتک خورد معجرم را دست عدو بُرد دختر تو دیر آمدی مُرد وای از یهودی ها وای از حسودی ها وای از کبودی ها بابا قوتی در زانو ندارم جای سالم بر رو ندارم من که دیگر گیسو ندارم