نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کشتی نجاته آقا حریم تو مایه حیاته عطر شمیم تو خاک زیر پاته سینهی سینه زن معطی براته دست کریم تو ارباب، شبای جمعه دلم دوره گنبده ارباب، حال و هوای حرم به سرم زده می میزنم با چایی تو این دل شده هوایی تو از بس کرم داری آقا جون مسحور شده آقایی تو تا کی دووم بیاره دل از جدایی تو ثارالله... ساقی دلاور، و باور حسین پشتیبان خواهر، تاج سر حسین یک تنه به لشکر میزنی بی زره بچه شیر حیدر بال و پر حسین عباس دل رقیه به بازوی تو خوشه عباس غیرت تو کل لشکرو میکشه تیغ دو سر ابروهای تو لشکر شکن بازوهای تو تو کربلا دختر علی پا زد روی زانوهای تو گم کرده دل خودشو توی گیسوهای تو اباالفضل... ذوالفقار مولا ساقی کوثری از تبار زهرا دخت پیامبری در پناه سقا خواهر مجتبی خطبه خون تنها معنیه محشری زینب، بعد حسین تو پناه حرم شدی زینب غروب عاشورا دست به علم شدی رو شد تو شام ذوالفقار تو با خطبه علی وار تو گردن زدی با یه جملهای دشمنهای بیشمار تو مغلوب اون که خورده بهش سر و کارتو
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد