نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پیچیده بوی عنبر توی مدینه از سر برای بار دومه که شده فاطمه مادر خدا نوبری داشته یه گلِ دیگه کاشته یه بار دیگه منّتشو سرِ علی گذاشته دلبر و عزیزی غمزه که میریزی میچسبه عسل لباتو مِی به این غمیزی نشسته وقتی که میخندی فاطمه میبوسه لباتو منتظره حیدر بشنوه یه ذره صداتو عشقِ منی سالار، عشقِ منی سالار عشقِ منی سالار، سالار حسین جان هوای بهاره حال ما دوباره قشنگه همین که قلبم اسیرِ نگاره قشنگه کشتیِ نجاته من بنازم اون ناخداشو میریزه ستاره وقتی میچکونه عباشو عشقِ منی سالار، عشقِ منی سالار عشقِ منی سالار، سالار حسین جان
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد