
هنوز حسین فدایی داره علی میخواد عَلم برداره شیرخواره اومده برا رشادت کربُبلا پیرو جون نداره رباب برات و إن یکاد میخونه عمهی سادات صدقه میذاره تو خونِش جَنَم مرتضوی داره این آقا نوهی حیدر کرّاره روی دست پدر مثل علمداره *** نَفَس بده عَلَم بردارم تو این مسیر قدم بردارم میخوام تو راه کربلا شهید شم الهی که عاقبتم همین شه فقط اشاره کن به لشگرت تا تموم سال شبیه اربعین شه لب تر کن که جهان از دم تو زندس ما سرباز و علمدار تو فرماندس آقا ارتشت آمادهی آمادس ***