نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

نذار که اسمم از قلم بیفته منم نمیذارم علم بیفته نمیذارم تا وقتی زنده هستم چشم حرومی به حرم بیفته میرم کسی نمیرسه به گردم با بچههای تشنه وعده کردم سکینه و رقیّه چشم به راهن خدا کنه دست خالی برنگردم به هرطرف زدم سراب و دیدم به علقمه رسیدم آب و دیدم یه لحظه بین موج آب فرات تصویر بچهی رباب و دیدم آب فرات چرا تو با ما نیستی؟ چرا مثل تموم رودها نیستی؟ بچههای فاطمه تشنه موندن مگه تو مهریهی زهرا نیستی؟ خدا ثواب بیحسابم میده ساقی کوثر داره آبم میده حسین نمون میون این دشمنا طعنههاشون داره عذابم میده حسین ...
هنوز نظری ثبت نشده