نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مارو میبینی، کار دنیا رو میبینی دورو برِ من نیزهدارا رو میبینی سالارِ زینب، بعد از تو بیچاره زینب چهجوری از تو آخه دست برداره زینب دل پُره، کشته زینبتو دلهره خنجرش داره بد میبُره بسّمه، گریه کارِ قلب خستمه پیراهن کهنهت دستمه تا چشمم کار میکنه نیزه نیزه نیزه، نیزه میبینم داره با تو چیکار میکنه نیزه نیزه نیزه، نیزه میبینم گریه چشمامو تار میکنه نیزه نیزه نیزه، نیزه میبینم ای عشقِ مجنون، کردی عالمو پریشان ای سیبِ سرخِ غلتان در بین خاک و خون ای داد و بیداد زلف تو دست شمر افتاد عطرت پیچیده، ای مُشک افتاده در باد ناز نکن، بدون زینب پرواز نکن پامو به قتلگاه باز نکن، ناز نکن آه بیا، با قلب زینبت راه بیا دست و پا نزن کوتاه بیا، آه بیا پریشانی تو، زخمیترین مهمانی تو کی غارت کرده خاتمِ سلیمانی تو یحیای زینب، تموم دنیای زینب میبینی داره، میلرزه دستای زینب درد نکِش، تو تشنته آهِ سرد نکِش منّتِ شمرِ نامرد نکِش جا نذار، روی غرور من پا نذار منو بیمَحرم تنها نذار، جا نذار **** حسین جان! به یاد لبت یک شب هم خواب راحت نداشتم کنار تن بیسرت کاسهی آب گذاشتم ماکو قریب یا اباعبدالله... وا اُمّاه، وا اُمّاه، وا اُمّاه...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد