نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

علیبن حسینبن علی... خبر آمد که یلی میآید فاتح بیمثلی میآید خبر آمد قمری میآید روبهان، شیر نری میآید تا نگشتيد در اين بيشه شکار بهترين راه فرار است، فرار علیبن حسینبن علی... تا که عطر خوش کوثر آمد همه گفتند: پيمبر آمد همه گفتند: که عيّار آمد از نجف حيدر کرّار آمد علیبن حسینبن علی... همه گفتند: که اکبر آمد اسد الغالبِ ديگر آمد مات آن ماه منور گشتند چند ماهی به عقب برگشتند بسم رب الشهد، لب وا کرد رجزش ولوله ای بر پا کرد علیبن حسینبن علی... آمدم فاتح ميدان باشم وسط معرکه طوفان باشم غيرتم در ره دين میکوشد در رگم خون علی میجوشد نه حسين بن علی تنها نيست تشنه لب هست ولی تنها نيست علیبن حسینبن علی... (از شراب علوی لب تر کرد کربلا را جَملی دیگر کرد)۲ کوفه را با غضبش شاکی کرد خودمانيم چه کولاکی کرد علیبن حسینبن علی... تیغ در دست چه غوغا میکرد دشت را محشر کبری میکرد هنر طائفه را از بر بود کربلا آينهی خيبر بود تيغ میزد به عدو جانانه مثل عباس، چه استادانه علیبن حسینبن علی... حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد