به چشم اهل حرم علی جان به یک بدن احمدی و حیدر به پرچم دشمن از خیبر و کربلا قضبهایست دیگر ز ایل ما اولین قتیلی بزرگی از تیرهی خبیلی برای حق بودنم دلیلی علیِ ما نائب پیمبر اذان بگو بر منارهی دل تو هم قُمِلَّ یا مُذَمِلّ بگو به اللّه اکبر تو دوباره اللّه باشد اکبر تویی که در خندهات بهشتی تویی که در خشم خود جهنم بزن به قلب سپاه دشمن که تیغ بُران توست محشر وداع جان سوزت از حرم را و گریههای برادرم را مخور غم اشک خواهرم را به پیشوازت رسیده مادر ز تشنگی آمدی به سویم لب تو بوسیدهام که گویم من از تو شرمندهام که چشمه نداشتم غیر دیدهی تر چه شد تنت در میان دشمن هزار قطعهست در بر من علی اکبر، علی اوسط علی اصغر، علی پرپر فقط تَهوکَ... یکی به نه نیزه، یکی به نشتر یکی به قیچی، یکی به خنجر تو با شهادت به باد دادی تمامی زحمت علی را ببین که ناموس ما اینگونه ایستاده است بین لشگر