نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

جود و بخشش برای تو هیچ است کل عالم ورای تو هیچ است باغ جنب با آن همه عظمت پیش صحن وسرای تو هیچ است از روایات عشق فهمیدم جان عالم به پای تو هیچ است معجزات مسیح و کار شما در حضور دعای تو هیچ است این بلندی خاک تا افلاک پیش گلدسته های تو هیچ است کعبه، زمزم، حرم، صفا، مروه همه پیش صفای تو هیچ است دل ما غرق در عنایت توست تشنهی بادهی ولایت توست در همان کودکی امام شدی این خودش برترین لیاقت توست اینکه زهراست مادرت آقا بخدا بهترین سعادت توست روز محشر تمامی عالم دست بر دامن شفاعت توست از درت خلق دست پر رفتند جود و بخشش همیشه عادت توست هر که یک بار شد نمک گیرت تا ابد بندهی کرامت توست کاش میشد که در حرم باشم در شبی که شب شهادت توست همسرت قاتلت شده مولا این خودش راز سخت غربت توست همسرت پیر و مو سفیدت کرد در جوانی تو را شهیدت کرد گوشهی حجره بیصدا بودی به غم و غُصه مبتلا بودی جگرت سوخت با لب تشنه چون جگر گوشهی رضا بودی چقدر زود پَر پَرت کردند تو امام جوان ما بودی موقع دست و پا زدن قطعا یاد گودال کربلا بودی یاد غمهای عمهات زینب یاد طفلان بینوا بودی یاد طفلی که تا پدر را دید گفت بابای من کجا بودی؟ از میان تنور آمدهای یا که بر روی نیزهها بودی؟ ای پدر جان زِ نیزه افتادی؟ به نظر زیر دست و پا بودی دخترت را ببر که پیر شده رفتنم مدتی است دیر شده غریب رو نیزه اصلا خبر داری به من جسارت کرد یه مرد بازاری؟ تو کوچه و بازار ماها رو میچرخوند اونی که تو گودال با پا برت گردوند تو رفتی زجر اومد خون به دل ما شد تازه غریبیمون دوباره معنا شد از گوش اطفالت گوشواره دزدیدند ما گریه میکردیم اونا میخندیدند تو دستای قاتل مونده رد خونت خودم میدیدم که شکسته دندونت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد