نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دل سوز و گدازِ از علی میگیرد صد نغمهی تازه از علی میگیرد جبریل همیشه اول هرکاری میآید اجازه از علی میگیرد (حیدر حیدر، حیدر حیدر...) علی همون مرد بی همآورده که اسمش کار یه لشکر کرده ولی میگه جنگ و عقب بندازید شاید که فردا یه نفر برگرده دنبال کشتن نیستن، دنبال هدایت بشره میگه مالک اگه یک نفرو نجات بدی هنره گفت با مالک قبل جولانت تیغت بِبُّره اما تیغ برهانت گفت با مالک موقع جنجال میدون برو ولی با تیغ استدلال (ماکو ولی الا علی...) هیچ موقع جنگی رو شروع نکرده هیچکسی رو بی آبرو نکرده به غیر دست دزدای بیتالمال دست خدا دستی رو رو نکرده حرف بیتالمال شه، شوخی با بچههاشم نداره کف دست عقیل برادرش، آهن داغ میزاره گفت با مالک، حکمران اینه قبل هر تصمیمی خدارو میبینه گفت با مالک فکر سائل باش حاکم یه روزه باش ولی عادل باش (ماکو ولی الا علی...)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد