نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(خدایی نامرده اونی که با نیزه آقا راه گلوت و سد کرده) ۲ یا اونی که پیش زینب جسم تو رو لگد کرده خدایی بد کرده سرتو میبردن پیرهنی که بود دست بافته مادرتو میبردن میون خیمه خلخالای دخترتو میبردن سرتو میبردن ( شبیه کابوسه اونی که آتیش میزنه ما رو روضهی ناموسه) ۲ وقتی جلو نامحرما زینب رگات و میبوسه روضهی ناموسه (خیلی کتک خورده خدایی اشکای رباب اشک ما رو در آورده) ۲ دیده یکی موقع غارت گهواره رو هم برده خیلی کتک خورده (یکی عصا میزد یه مادری هم گوشه گودال تو رو صدا میزد)۲ تو رو صدا میزد یکی دیگه به صورتت آقا با کف پا میزد سرتو میبردن پیروهن و به همراه انگشتر تو میبردن میون خیمه خلخال ای پای دخترو میبردن سرتو میبردن اذیت و آزار منی که سایمو هیچکس هم ندیده بود یک بار حالا دارم میرم با نامردا تو کوچه و بازار کار از کار گذشت مرکب از تو هر بار از گذشت از دل خواهرت انگار گذشت کار از کار گذشت کار از کار گذشت زینب از میون انظار گذشت از دل کوچه و بازار گذشت کار از کار گذشت کار از کار گذشت روضه بین در و دیوار گذشت خنجر از کوچه مسمار گذشت کار از کار گذشت به در میزدند هر چی میگفت فاطمهام بیشتر میزدند (تشنه بی گناه حسین، حسین) ۲ گوشهی قتلگاه حسین، حسین فاطمه میگه آه حسین حسین خون تو شده مباح حسین، حسین حسین(۴)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد