
یا قاهِرَ العَدُوِّ و یا واليَ الوَلي یا مَظهَرَ العَجائِبِ یا مُرتَضی علی تاریخ مثل ساقی کوثر نداشته است اعجاز خلقت است و برابر نداشته است وقت طواف دور حرم فکر میکنم این خانه بیدلیل تَرَک برنداشته است دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی آیینهای برای پیامبر نداشته است سوگند میخورم که نبی شهر علم بود شهری که جز علی در دیگر نداشته است طوری ز چارچوب، در قلعه کنده است انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است یا غیر لافَتی صفتی در خورش نبود یا جبرئیل واژهی دیگر نداشته است چه شود ز راه وفا اگر، نظری به سوی گدا کنی که به کیمیای نظر مگر، مس قلب تیره طلا کنی چمن از رخ تو روایتی، شِکر از لب تو حکایتی چه شود گهی به عنایتی نظری به سوی گدا کنی تو زنی به دوش نبی قدم فکنی بتان همه از حرم حرم از وجود تو محترم ز صفا،صفا تو صفا کنی تو به شهر علم نبی دری تو ز انبیاء همه برتری تو غضنفری و تو صفدری چو میان معرکه جا کنی تو مُراد من تو نجات من به حَیات من به مَمات من چه زیان برم چه ضرر کنم تو برآوری و عطا کنی نرسد اگر به على کسى به کجا رود؟ به کجا رسد؟ به خدا قسم که اگر کسى به على رسد، به خدا رسد