به جلال و جبروتش همه شاخهها شدند خم کاسه، کوزههاشو دشمن توی میدون میکنه جمع حسن اندر حسنم باز، عیسی داره میگیره دَم تشریففرما گشته حضرت قاسم اعلا حضرت و قدر قدرت قاسم بوده میدون قُرُقِش، میشه همیشه قلب دشمن از ترسش ریش ریشه قاسم پیشه داره، قاسم استواره سر به باغ حیدر میذاره خیلی جگر داره، کلّی هنر داره نیاین به سمتش چون که خیلی خطر داره قاسم، مدد یا قاسم ... داد زد ازرق شامی که حریف ندارم اصلاً به روی سینه زد و گفت: که حریف تو منم من علی به نحو اکمل، حسن به نحو احسن ازرق افتاده زمین، الله اکبر ازرق افتاده عقب، نشسته لشکر قاسم باعث مباهات امامه تو جنگ تن به تن استاد تمامه شیر تو کمینه طبق یقینه کارشون تمومه ... علی علی حق و کشته ازرق کشتهی بعدیشَم به بعدیها ملحق قاسم، مدد یا قاسم ...