ببین به این و آن رو زدم نشد رباب (۲) که بر زمین و زمان رو زدم نشد رباب به خاطر تو به ناکس به خاطر تو به کس به شمر تا به سنان رو زدم نشد به قدر این کف دست آب هم نمیخواهیم (۲) برای کمتر از آن رو زدم نشد رباب برای آنکه مرا حرمله زَنَد نه تو را به او به تیر و کمان رو زدم نشد مقابل من و تو آب را به اسبش داد (۲) چقدر پیش همان رو زدم نشد رباب بگو به مادر خود کم نذاشت بابایت بگو به قدر توان رو زدم نشد رباب ببین که پیر و جوان سپاه میخندند علی به پیر و جوان رو زدم