نظرات
1 نظر ثبت شده

کاربر ناشناس کاربر
عالییی
۲۵ دی ۱۴۰۴

سرم بازی در آورد، زمونه همه حرفامو عباس، میدونه همش سر به سرم بغض میزاره (خصوصا وقتی بارون میباره)۲ بارون که میاد، دلم میخواد به گنبدت زل بزنم بارون که میاد، اونی که دلتنگ حرم میشه منم بارون که میاد، پی میبرن همه به عاشق شدنم ای جانم حسین، حسین من، حسین من، حسین من... **** دورویی بین این شهر، زیاده کسی جز تو محلم، نداده دلم رو حرف مردم، سوزونده کسی جز تو کنارم، نمونده دستامو بگیر، تو حالمو میتونی روبه راه کنی دستامو بگیر، به بی کسیهام چی میشه نگاه کنی؟ دستامو بگیر، یه فکری واسه منه بی پناه کنی ای جانم حسین، حسین من، حسین من، حسین من...
1 نظر ثبت شده

عالییی