نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اینجا هیچکی سر از پا نمیشناسه اینجا پُر از عشق و شور و احساسه ای دل اصلاً میدونی کجا هستی؟ تجمّع عاشقای عباسه به خودت بیا، پاشو هلهله به پا کن به خودت بیا پاشو آقاتو صدا کن شب جشنه شب عیده آره عباس رسیده اومده کاری کنه، حسینشو یاری کنه تا هر کسی دیدش بگه بهش تو عباسی نه حیدر کرّاری عباس یعنی قمرُالعشیره عباس یعنی نافذُالبصیره حاجت اگه داری وقتشه حالا دست بجنبون عزیزِ من یالله مگه نمیگی زندگی سخت شده؟ شبِ اباالفضله والله بالله به خودت بیا حرفاتو بگو به مولا به خودت بیا مگه کار نداری اینجا؟ بگو من صدات کردم، آقا دورت بگردم روزیمو بردم نمک سفرهتو خوردم گرهای که به کار افتاد همه چی راست و ریس شد تا اسم تو رو آوردم عباس یعنی معنیِ برادر عباس یعنی ذوالفقارِ حیدر عباس یعنی قمرُالعشیره عباس یعنی نافذُالبصیره
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد