نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اگه میخواین تشییع جنازه باشین روضه برا غربت من بگیرین باید شبیه بچه های زهرا آستیناتونو به دهن بگیرین طاقت بیارین بیصدا ببارین تا علی بند کفنو میبنده نصفه شبه اگه با گریههاتون مغیره بیدار شه میاد میخنده با لباس سفید عقد آوردمش حللا باید تو کفن بپیچمش یا رسولَ الله به من چیزی نگفت تو خودت سوال کن از قد خمش کاش بشه عمرم مث تو کوتاه بحقّ لا اِلهَ اِلّا الله... **** شب سیاه از نیمه رفته اما تازه رسیده دست من به بازوش بند اومده شب نفس من اما بند نمیاد خونابههای پهلوش یه لحظه فکر کنید یه مرد تنها پای غریبه وا بشه تو خونش دست کشیدم دیدم که مونده جای ضربهی دست بیحیا رو گونش بیارین تابوت زهرای منو بگیرین زیر بغلهای منو تبر آوردنو و از کمر زدن ببینین شاخهی طوبای منو با آسمونیا کشیدم آه بحقّ لا اِلهَ اِلّا الله... کاش بشه عمرم مث تو کوتاه بحقّ لا اِلهَ اِلّا الله... **** یه بدن دیگه سراغ دارم من که غربتش بیحد و حسابه غساله غسلش نداد آخره سر قبرشو کندن گوشهی خرابه سه ساله بود اما پر از ورم بود انقدر زدن رسوندش به پیری مجبور شد آخرش امام چهارم خاکش کنه با لباس اسیری دختر یتیم زدن داشت مگه پا برهنه اومدن داشت مگه لگد و سیلی و تازیونههاش سه ساله چقدر بدن داشت مگه یوسفشو آوردن از تو چاه هیچکس نبود بگیردش تو راه بحقّ لا اِلهَ اِلّا الله... **** سه سالمه اما قامت کمون دارن شیرینزبون بودم، لکنت زبون دارم سیلی منو خیلی مثل مادرم کرده پای دوتا چشمام، بدجوری ورم کرده بابایی میشه که مشکل من رو حل کنی مث قدیما باز دخترتو بغل کنی من نه گرسنمه نه که غذا میخوام بی بابایی سخته من بابا میخوام من دردِ سرم، دیگه بِبَرَم یارالی بابا، یارالی، یارالی، یارالی بابا... ***** خدا خیرش بده سر من عمه آزرده خدا خیرش بده به جای من کتک خورده خدا خیرش بده روزی صد مرتبه مُرده حالا مراقب زخمای تازمه بیا که نوبت تشییع جنازمه بابا نگو که کجا بودی بابا همهجا با ما بودی بابا زیر دست و پا بودی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد