نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شوق دیدار، میجوشه در دل دوباره چه حالی دارم چشمام ابری، یکی نگام کرده بازم، باید ببارم باز اربعین شد و دلم پَر میزنه بیام زیارت خورشیدِ من، ممنون از اینکه رام دادی به زیر سایهات میام پیاده سوی تو یه قطره از دریا میشم گم میکنم خودمو باز تو حرمت پیدا میشم لایق نبودم که بیام از لطف تو اما میشم با اشک چشمامون، با چشمای گریون آب میزنیم راه رو، کاشکی بیاد بارون لبیکَ یا مظلوم... با زائراهات، از یمن و شام و قطیف، شدیم مسافر دریا دریا، قطرههای گم شدهایم به اسم زائر تو این مسیر، نه هیشکی سیلی میخوره، نه تشنه میشه هر طرف رو، نگاه کنم روضه به پاست، دلم آتیشه با چشم تَر، با پایِ دل، این راهو رفتن آسونه ما همه از تو، طورجیم، این هروله یه نشونه آقا لبیک، ما جاموندیم، نام تو بر لبهامونه چشمام پُر از شوقه، سینهام پُر از درده چه حالی دارم باز، آقا نگام کرده لبیکَ یا مظلوم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد