نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

از نسلِ آقایِ کاظمینی تو نوۀ هشتمِ حسینی اسمت وقتی حسن باشه یعنی حتما تو کریمِ عالمینی برات، گل میکارن عرشِ أعلا همه، صف بستن سمت سامرّا پر از آشوبم، با حال خوبم میگم لبیکَ یا بقیهَ الله *** یه مجنون وقتی سمتِ لیلا میره با چشمایِ همجنسِ دریا میره میخواستم کربلایی باشم امّا راه کربلا، از سامرّا میره با تو غم، از دلِ مبتلا میره با ذکرت دلِ من تا خدا میره کربلایی شدن گیره یه امضاست راهِ کربلا از سامرا میره دلا آوارت، لیلاها بیچارت صف کشیدن برا، دیدن گهوارت منو عطایِ یک نظر تو عالم فدایِ گُل پسر تو *** ایشالا امشب بال و پری باشه زیارت با قصد نوکری باشه از اول هم غلامت بودن یعنی قراره کار تو دلبری باشه قراره کار تو دلبری باشه کار ما برا تو نوکری باشه چیه بهتره از این که لقبِ ما گدایِ امامِ عسگری باشه فاطمی عصمت، ای علوی صولت من دخیل میبندم، به پرِ قنداقت منو عطایِ یک نظر تو عالم فدایِ گل پسر تو ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد