آرزوهایی که داشتم بعدتو نقش برآب شد

آرزوهایی که داشتم بعدتو نقش برآب شد

[ محسن بیننده ]
آرزوهایی که داشتم بعد تو نقشِ بر آب شد
کوه رویاهای من از بعد رفتنت خراب شد

جای شکرش باقیه با اینکه از غمت می‌سوزم
زیر سایتم چقدر خوبه کنارمی هنوزم

دیگه دنیا بدونِ تو به من نمی‌سازه
هنوز می‌بینمت چشات بازه

برا تو می‌خونم لالایی
به اصرارِ عمه منم یه خورده آب خوردم

ببین برای تو‌ام آوردم
ولی تو روی نیزه‌هایی

«من این پایین، تو اون بالا
علی بالام، لالا لالا»

من می‌خواستم وایسی رو پای خودت نه روی نیزه
همه دنیامو میدم تو بغلم باشی یه لحظه

من چشام همش سیاهی میره مثل روزگارم
واسِ مُردنم همین کافیه که تو رو ندارم

تو این عالم، به تازه عروسِ پسر مُرده
همش از این و اون کتک خورده
کی آخه انقدر می‌خنده

همش میگم، الهی چشم حرمله کور شه
بگو که از محملِ من دور شه
یا اینکه چشماشو ببنده

بمیرم کاش، همین حالا
علی بالام، لالا لالا
«من این پایین، تو اون بالا
علی بالام، لالا لالا»

این سه شعبه زندگیمو به سه قسمت کرده تقسیم
وقت تیر و قبل تیر و بعد تیر خوردن به هستیم

قول میدم اگه ورق برگرده و علی نمیره
جوری لالایی بخونم حرمله گریه‌اش بگیره

تلاش کردم، حسین ازت بشنوه بابایی
عصای دستِ نیزه‌دارایی
بی تو از این زمونه سیرم

گل یاسم، بگو کی از شاخه تورو چیده
سرت هنوزم بوی شیر میده
الهی من برات بمیرم

«من این پایین، تو اون بالا
علی بالام، لالا لالا»

نظرات