((طاقت ندارم، لحظهای تنها بمانی)2 من باشم و، در حسرت سقا بمانی)2 (من عبد تو هستم، که عبدلله هستم)2 نعم الامیری، عالیه اعلی بمانی (فریاد هل من ناصرت، بی چارهام کرد)2 من مردهام آقا، مگر تنها بمانی قلبم، سرم، دستم، همه نذر دو چشمت من میدهم جان در ره تو، تا بمانی آقا، نبینم در ته گودال باشی ای زینت دوش نبی، بالا بمانی بالا نشینی یو، تو را پایین کشیدند زیر لگدها، زیر دست و پاها بمانی