سلام ای ماورای فهم و ای مافوق باورها

سلام ای ماورای فهم و ای مافوق باورها

[ حیدر خمسه ]
سلام ای ماورای فهم و ای مافوق باورها
درود ای انبیا در بارگاهت همچو قنبرها
دلیلِ پاکیِ دامانِ پر احساسِ مادرها
قدم بگذاشتی از کعبه بر چشمان نوکرها
ز خاکِ زیر نعلینت، به خلقت رنگ و رو دادی
تو ای بابایِ خاک این‌گونه برخاک آبرو دادی

تو سرِّ سرِّ به مِهرِ ذاتِ پاکِ حق تعالایی
تورا نشناختند از بس به شأن و رتبه والایی

چنان پیدایی و پنهان که هستی و معمایی
فقط باید تورا این‌گونه خواند ای شاهِ اعلایی
علی و عالی و مولا تو را تنهاست زیبنده
شد از لاسَیفَ اِلّا ذوالفقار اسلام پاینده

مسیح و خضر و موسی و سلیمان یا علی گفتند
تمام انبیا در موج طوفان یاعلی گفتند
گنهکاران اُمّت بهر غفران یا علی گفتند
مُحبّانت به وقت دادنِ جان یاعلی گفتند

عجب نامی است شیرین چون عسل دلچسب چون انگور
به عشقِ دیدنِ روی تو روزی سر نهم در گور


چه شد آخر که ما را هم به کوی خویش دادی راه
به چشمت آمدم با اینکه بودم گاه در بیراه
خدا را صد هزاران بار شکر ای حجّتُ الله
گدا را هم سرِ خوان تو جایی داده‌اند ای شاه
نگاهم کردی و با حُبّ خود بر من بها دادی
تو وقتی آمدی دنیا به این دنیا صفا دادی

علی مولا...

نظرات