رفت قاسم، رفت سقّا و علی‌اکبر؛ عمو

رفت قاسم، رفت سقّا و علی‌اکبر؛ عمو

[ حاج محمود کریمی ]
رفت قاسم، رفت سقّا و علی‌اکبر؛ عمو
من ز تو تنهاتر و از من تو تنهاتر؛ عمو

نیست زور بازویم مثل علی‌اکبر ولی
هست امّا غیرتم مثل علی‌اصغر؛ عمو

به سکینه گفته‌ام غصّه نخور از رفتنم
دست‌های من فدای معجرت؛ دخترعمو

زمزم خون راه افتاده‌ست؛ دست‌وپا نزن
می‌دوم سوی تو مثل هاجر مضطر؛ عمو

دور خواهم کردشان با دست خالی، یک‌تنه
دوره‌ات کردند اگر با نیزه، یک لشکر؛ عمو

جای بابایم، پدر بودی برایم سال‌ها
ای عزیز مهربان‌تر از پدر مادر؛ عمو

گیسویی که عمّه‌ام دیروز می‌زد شانه‌اش
آه! افتاده‌ست دست شمر خیره‌سر؛ عمو

بین نیزه‌خوردنت، جور مرا هم می‌کشی
زحمتت دادم؛ حلالم کن دم آخر؛ عمو

نیزه خورده پهلویت، افتاده‌ای روی زمین
آمده انگار مادر، باز پشت در؛ عمو

حرمله با تیر، جسمم را به جسمت دوخته
بر نمی‌دارم اگر از پیکرت پیکر؛ عمو

نظرات