نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حاج علی کرمی - رخصت بِده تا که سپرت شن

رخصت بِده تا که سپرت شن

[ حاج علی کرمی ]
  • 28.8K
  • 20
رخصت بِده تا که سپرت‌ شن
پَرپَر مثل جسم پسرت‌ شن

همه کس مایی
خواهر برات بمیره تنهایی 
همه کس مایی 
سپاه می‌شن واسه‌ تو دوتایی

رخصت بِده که برن منو اسیر نبینن
دستامو توی طناب تو این مسیر نبینن
تو شلوغی‌ها منو تو کوچه گیر نبینن

نبینن من تو اَنظارم 
بازو بسته تو بازارم

اون روز با غم خو می‌گیرم 
با آستینم رو می‌گیرم 

آقای من، آقای من...

نمی‌خوام باشن تو کوفه ببینن 
که به جون من چه دردی افتاده 

توی شهر پدری ناموسشون 
چه جوری به کوچه‌‌گردی افتاده

منی که سایه‌ام را مردم کوچه نمی‌دیدند...

آقای من، آقای من...

آماده‌ی رزم‌اَن دو برادر
کم سن ولی شیرن مثل اکبر 

با هم قسم خوردن ادا کنن نذرای مادر رو 
با هم قسم خوردن بگیرن انتقام اکبر رو 

میرن تا کوچه نشه یه بارِ دیگه تکرار 
تا چشم مادرشون تو کوچه‌ها نشه تار 
میرن تا که نخوره سرِ زنی به دیوار

حسن رو که یادت هستش 
گوشواره اونو شکستش 

یادت هست که چه پستی زد 
مادرم رو دو دستی زد 

حرامزاده به مادر دو دست سیلی زد 
گُلی که لمس نسیمی اذیتش می‌کرد

آقای من، آقای من...
****                       
زینب زینب، زینب زینب...

سلام بر تو ای کسی که صبر شد حقیرِ تو 
زینب زینب، زینب زینب
ندیده بعدِ فاطمه جهان زنی نظیر تو
زینب زینب، زینب زینب
صدای زنده‌ی علی به صوتِ دلپذیرِ تو 
حسین چشم دوخته به طلعت منیرِ تو
زینب زینب، زینب زینب

به پیرِ عقل رَه‌نما، دو کودکِ صغیرِ تو 
اسیر شام بودی و، یزید شد اسیرِ تو

زینب زینب، زینب زینب...

تو در میان سلسله گره‌گشای عالمی 
زینب زینب، زینب زینب
تو با گلوی خشک خود حیات‌بخشِ آدمی 
زینب‌ زینب، زینب زینب
تو یک رسولِ وحیِ خود، تو یک کتاب محکمی
تو در دل خرابه‌ها چراغ عرش اعظمی 
زینب زینب، زینب زینب

منم که از روز ازل گدای کوی زینبم 
مرثیه‌خوان کربلا، اسیر کوی زینبم 
در ازدحام حشر هم به جست‌وجوی زینبم

زینب زینب، زینب زینب...

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل