
ذکر لب پیر و جوان اِنّا عَلَی العهد زیباترین شعر جهان اِنّا عَلَی العهد اِنّا عَلَی العهد... بیواهمه در زیر سیلاب بلا یا در اوج سرمای خزان اِنّا عَلَی العهد حتی اگر دشمن شبی از ما بگیرد آرامش و نان و امان اِنّا عَلَی العهد اِنّا عَلَی العهد... ما عاشقی را در عمل اثبات کردیم با قلبمان نه با زبان اِنّا عَلَی العهد سید حسن با خط خون مردانه حک کرد بر سلتن سربندمان اِنّا عَلَی العهد ایثار سید هاشم و رزمندگان هست در خاطر ما جاودان اِنّا عَلَی العهد همراه با سِنوار رو به قدس گفتيم بعد از وضو با هر اذان اِنّا عَلَی العهد اِنّا عَلَی العهد... ای غزه مثل کوه باش و کم نیاور محکم بمان، محکم بمان اِنّا عَلَی العهد ای غره، حزب اللهِ لبنان، ای فلطسین ای ضاحیه، ای قهرمان اِنّا عَلَی العهد دیدیم گرچه بیهوا بر خاک بیروت هر لحظه داغ بیکران اِنّا عَلَی العهد ما مرد میدانیم بگذارید تقدیر از ما بگیرد امتحان اِنّا عَلَی العهد بسایم پیمان تا ابد با حاج قاسم کوریِ چشمِ دشمنان اِنّا عَلَی العهد همراه با خیلِ شهیدان با ولایت تا رجعت صاحب زمان اِنّا عَلَی العهد اِنّا عَلَی العهد... این استقامت این بصیرت این شجاعت از کربلا دارد نشان اِنّا عَلَی العهد هفتاد و دو مجنونصفت گفتند هستیم غرقِ به خون تا پای جان اِنّا عَلَی العهد با سیّدُ الاحرار بیعت بسته بودند حک شد کنار نامشان اِنّا عَلَی العهد مشک و علم با خیمهی آتش گرفته گفتند رو به آسمان اِنّا عَلَی العهد یک کاروان با دسته بسته گفت در دل گریهکنان سینهزنان اِنّا عَلَی العهد زینب گمانم گفت بین خطبه در شام خیره به چوبِ خیزران اِنّا عَلَی العهد اِنّا عَلَی العهد...