تصور کن اربعین کربلا پیاده روی زائر و موکبا تو هم کولتو بستی زائر شدی به اذن علیابن موسیالرضا تصور کن کوله رو دوشته صدای تزورونی تو گوشته پل زائر و تا که بالا میری تموم حرم توی آغوشته فکرشو بکن، بگن اربعین کربلا بسته شد بساط سفر چیده شه جمع بشه برام سخته باور کنم لحظهای یه زائر هم از، اربعین کم بشه (حال و روز دل منو ببین لا تنسانی فی یوم الاربعین)۲ تصور کن اربعین جادهها همه موکبا خالی از زائرا کسی هم نباشه بیاد و بگه هلبیکم زائر کربلا تصور کن تربتی که دواست همون سرزمینی که دارالشفاست با این حال بیاد اربعین و بگن مسیر حرم خالی از زائراست حالمو ببین، منی که همه فکر و ذکرم تویی شب و روز ندارم پر از دلهرهام بجای عمودای بین مسیر دارم اشکای چمامو میشمارم (حال و روز دل منو ببین لا تنسانی فی یوم الاربعین)۲