نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای سمت نوکریات شرف و عزت و فخر همه ای به تمنای غمت به لب اهل ولا زمزمه ذاکر و مداح توام نظری ای پسر فاطمه گر چه تو را نوکر ناقابلم نوکریات داده صفا بر دلم *** تا که بسوزم همه را همه جا سوز درونم بده سینهام افروخته کن ز عنایت دل خونم بده پاکی و تقوا و صفا به درون و به برونم بده عشق تو سرمایهی فردای من گر تو قبولم نکنی وای من *** ای پدر و مادر من به فدای لب عطشان تو نیزه و شمشیر و سنان کفن پیکر عریان تو بر سر نی جلوهکنان سر همچون مه تابان تو مرا مران، مرا مران از درت به پهلوی شکستهی مادرت *** سوز بده بر سخنم به دل سوختهی خواهرت تا که بگویم سخن از تن صد چاک علی اکبرت ناله زنم یاد کنم ز لب خشک علی اصغرت گوهر اشکم شده ایثارتو گریه کنم یاد علمدار تو *** گریه بر آن کشته کنم که بر او ارض و سما گریه کرد مادر و جد و پدرش به نهان و به ملا گریه کرد بر تن صدپاره او پسرش روح خدا گریه کرد پیروی از روح خدا میکنم یاد حسین و شهدا میکنم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد