این جمعه هم سرشد و ندیدمت دل پر از غمت آتیش زده دلو اشک دمادمت میباره نگاهت صبح و غروبا توی روضهها کجایی آقاجون شاید الان رسیدی کربلا امشب ما رو ببر همراهت آقا روضه بخون آقا تو کربلا آقام آقام آقام (4) امشب شدی معتکف با اشک و باز تو خیمگاه یا که داری بازم به قتلگاه ما روضه میخونیم ولی تو روضهها رو میبینی سرهای رو نیزه تن به خون رها رو میبینی با چشمی که شده غرق به خون امشب تو واسه ما روضه بخون