امام عصر فدای محرم جدت فدای چشم ترت، یاد ماتم جدت دعای مرحمتت شد سبب که این گرما نشسته در دلم از داغ اعظم جدت سیاه پوشی ما را قبول کن مولا شریک کن دل ما را، تو در غم جدت به حق چشم پُر اشکت مرا نکن محروم زمان گریه ز فیض دمادم جدت برای عرض ارادت دل مرا برسان به کربلا به بهشت فراهم جدت تمام زندگیام را دوباره درهم کرد به خاک کرببلا، جسم درهم جدت **** به صد امید به این روضهها گذر دارم چگونه دست از این خانواده بردارم در این بساط تمنای چشم تر دارم به خیر دست رقیه فقط نظر دارم دلم گرفته برای مصیبتش یارب شکست مثل پرش شأن و حرمتش یا رب همان رقیه که در کودکی مصیبت دید به دست جای عروسک غل اسارت دید سه آیه بود و هزار آیت از جراحت بود شبیه فاطمه روز و شب مشقت دید قد خمیده و طفل سه ساله یعنی چه؟ به روی پیرهنش باغ لاله یعنی چه؟ به پشت قافله با حال زار میافتاد شبیه فاطمه با چشم تار میافتاد چنان زدند که بیاختیار میافتاد بدون حرف فقط یک کنار میافتاد صدای زجر شب و روز اضطرابش داد شکسته بال شد و هر تکان عذابش داد سه سال داشت که غمهای بیکران هم دید به چند جای تنش درد استخوان هم دید به کام خشک پدر چوب خیزران هم دید ندیده بود سری بین تشت آن هم دید سر بریده به دامن گرفت و هق هق کرد بغل کرد پدر را رقیه و دق کرد