
دیگه وقت رفتنه / زیر لب میگم: رضا نشد من بیام ، داداش! / قدمرنجه کن بیا ۲ همهش دلهره ، همهش انتظار غم دوری تو زده آتیشم با این سنّ و سال ، توی بسترم دارم مثل مادر جوون مرگ میشم ۲ غصّه نخور که پهلوم - زخمیِ میخ در نیست از دست نامحرمی - رو صورتم اثر نیست ۲ ببخش خواهر و اگه / تا اینجا کشیدمت مثه بابامون، تو رَم / دل سیر ندیدمت ۲ نه رو دست تو ، نه رو دست من میبینی نیفتاده ردّ طناب چقد خوبه که ، جلو چشم تو نبردن من و بین بزم شراب ۲ خوبه لبات سالمه - تلقینم و میخونی روضه بخون برام از - لبای خیزرونی ۲ اجازه میدی بیبی / با غصّه ، با کوه غم منم با داداش رضات / کمی درد دل کنم ۲ شهنشاه طوس! ، انیس النّفوس! داره بُغض دوری خفهم میکنه گداتو ببین ، تو که یک نگات غم و از سر دنیا کم میکنه ۲ دیگه بُریدیم همه - خودت دفع بلا کن بعدش دوباره ما رو - زائر کربلا کن ۲ چقد از توو خونهمون / به آقام سلام بدم دلم لک زده واسه / شب جمعهی حرم ۲ شب جمعهها ، من هر جا باشم خدا میدونه که دلم کربلاست شبجمعهها ، تا عمر باقیه همیشه شب قدر اهل بُکا(ء)است ۲ "وَ الشّمرُ جالِسٌ" که - راحت جنایت کنه سر و بُرید تا آسون - پیرهن و غارت کنه ۲ منبع:موسسه ادبیات آیینی بیپلاک