دلخون و مضطرم، دارم از دنیا میرم

دلخون و مضطرم، دارم از دنیا میرم

[ حسین رحمانی ]
دلخون و مضطرم، دارم از دنیا میرم
بی صدا می سوزم و، بین غربت می میرم

سنگینه بغض غم، بسته راه هر نفس
مثل مرغی میزنم، بال و پر کنج قفس

خسته ام ای خدا - از شهر سامرا
امشب راحت میشم از غصه ها

در موجی ازبلا - می زنم دست و پا
شعله زد بر جانم زهر جفا

واویلا واویلا 4

با داغ روضه ی، کوچه ناله میزنم
مثل جدم  مرتضی، دست بسته بردنم

افتادم بین راه، مثل زهرا مادرم
روی خاک کوچه ریخت، اشک چشمان ترم

شبانه آمدن  - بین خانه ی من
مرا از سر سجاده بردن

گر چه صبرم ربود - اما هر چه که بود
صورت همسرم نشد کبود

واویلا واویلا 4

من که دور از وطن، مبتلا بر غربتم
دشمن بی رحم من، کرده هتک حرمتم

بیست ساله بی کسی، دیده ام خیلی عذاب
مردم و زنده شدم، من کجا بزم شراب ؟!!

جانم آمد به لب - سوختم در تاب و تب
یاد عمه ی مظلومه زینب

این کجا آن کجا؟ - وای از این ماجرا
خیزران و سر و طشت طلا

یاحسین یا حسین 4

منبع: سایت بی پلاک

پربازدید ترین زمینه حسین رحمانی شهادت‌ها امام هادي (ع)

پربازدید ترین زمینه شهادت‌ها امام هادي (ع)

محبوب ترین شهادت‌ها امام هادي (ع)

محبوب ترین حسین رحمانی

نظرات